توی فیلم هندی یه پسره با پدر مادرش زندگی میکنه که رنگ پوستش سبزست و وضعیت مالی خوبی نداره یه دختره رو توی تبلیغات تلویزیون میبینه ازش خوشش میاد و عاشقش میشه و طرفدارش میشه و میخواد ببینتش با هم ملاقات میکنن دختر از پسر خوشش میاد دختر مدلینگه بعدش اینا با هم آشنا میشن شناختتشون ادامه پیدا میکنه پسره میاد تو کار دختر اونم مدل میشه می میخوان باهم ازدواج کنن یه عده دشمن دارند که باعث میشن که این پسره دارویی مصرف کنه و تغییر شکل بده و موهای سرش بریزه بدنش ورم کنه و قایم بشه از چشم همه ،زنش فکر میکنه که شوهرش مرده و وقتی که میخوادبا یگی دیگه به اجبار پدرش ازدواج کنه شوهرش اونو میدزده و میبره زندانی میکنه بعد مدتی که زنه میفهمه شوهرش زنده است و فقط توسط دشمن و اذیت شده و تغییر شکل پیدا کرده میاد بهش کمک میکنه تا بدنش به حالت عادی برگرده با ورزش و اینجور چیزا بعد از پسر که حالش خوب میشه تقریباً شروع میکنه به انتقام گرفتن از دشمنان یکی رو آتیش میزنه روی یکی از عسل میریزه زنبور ها بهش حمله میکنند به یکی از همان آمپولی که خودش زده بوده تزریق میکنه اونم تغییر شکل میده، یه زنم دشمنش بود که باعث میشه که کرم مصرف کنه که تمام بدنش پر از مو بشه لطفاً کسی اسم این فیلم رو میدونه بگه




جدیدترین سوالات





جستجو در بانک سوالات
در این قسمت می توانید بخشی از متن سوال را وارد نموده و به دنبال سوال مورد نظر خود بگردید:

بخشی از متن سوال:

اسم فیلم

یه پسر ده یا دوازده ساله که از باباش یه هفت تیر میدزده
قبلا با اسلحه یه نفر کشتن هفتیر تویه چند مرحله دست آدمایه مختلف میفته . هفت تیرش هم خیلی خاصه



0
امتیاز

جوابی برای این سوال در دست نیست!




جواب تو چیه؟
userImage
کاربر میهمان









سلام دوست ندارم خودمو اینجوری معرفی منم ولی مجبورم امیدوارم به چشم ریا نبینینش: من یه بازار یاب سرمایه دارم و ایده کتاب فروشی از اون جایی به ذهنم رسید که آمار وحشتناک سرانه مطالعه در ایران رو میخوندم و به این نتیجه رسیدم که کل مشکلات جامعه ایران از آگاهی کم مردم ناشی میشه وتصمیم گرفتم شیوه های روانشناسی محور یازاریابی و کتاب رو گاتی کنم و یه سرمایه گذاری بزرگ تو این کار کنم. تو بازاریابی و فروش یه اصطلاحی هست که میگن رقیب تو اون فردی نیست که فکر میکنی تو این کار از تو بهتره گاها رقیب تو شناخته نشدن تو بازاره یا هر حقیقت بزرگی که تو اونو نمیبینی و فقط به افراد به چشم رقیب نگاه میکنی) منم این نصیحتو جدی گرفتم و با خودم فکر کردم رقیب غول پیکر من تو این کار چی میتونه باشه و بوووووم فهمیدم که سرانه پایین مطالعه بزرگترین رقیب من میتونه باشه وبا شیوه های بازاریابی نوینی که میخوام تو این کار ازشون استفاده کنم مطمعنم که غول کتاب نخوند مردمو به زمین میزنم ولی از اونجایی که هیچ ایده ای درباره چگونگی انجام تحقیقات بازار و شیوه کار کتاب فروشی ها نداشتم اومدم دست به دامان این سایت شدم خوب خیلی حرف زدم شرمنده میخوام سوالامو مطرح کنم اگه کوچکترن جوابی واسه سوالا داشتی خواهش میکنم با من در میون بزارین
1-کتاب هارو برای فروش از کجا باید تهیه کرد تا با کمترن قیمت خریدشون ؟ (انتشارات. کتاب فروشی ها . نمایشگاه ها کدومشون بهترن
2-شرایت خرید از اونها چیه؟ (برای مثال اگه از انتشارات بخرم حداقل چند جلد باید بخرم)
3-کار های حقوقی و قضایی ثبت کتاب فروشی چطوری هست و شامل چه چیز هایی میشه؟
4- اگه بخوای به صورت آنلاین کتابفروشی روگسترش بدی چه موانعی سر راهته؟

لطفا هار اطلاعات متبت یا غیر مرتبت به سوالات داشتین که فکر میکنین کمک میکنه با من در میون بزارین
سپاس.













پرسش سوال جدید :: تبلیغات در سوال و جواب :: گروه های سوال و جوابی

تمامی حقوق مادی و معنوی، متعلق به وب سایت سوال جواب (soja.ai) و تیم مدیریتی آن می باشد.

طراحی و اجرا : گروه مشاوران فناوری اطلاعات

پاسخ های موجود در سایت توسط کاربران سایت ثبت می شود،
سایت سوال و جواب هیچ مسئولیتی در قبال صحت و محتوی پاسخ ها ندارد، هرچند تا حد امکان نظارت بر محتوی آنها صورت می گیرد.