جدیدترین سوالات





جستجو در بانک سوالات
در این قسمت می توانید بخشی از متن سوال را وارد نموده و به دنبال سوال مورد نظر خود بگردید:

بخشی از متن سوال:

فیس بوک

ببخشید من واقعا یه مشکل بزرگ دارم من چند وقتیه که فیس بوک باز کردم اولش عالی بود بعد از این که جی میل و پسورد درست کردم پست گذاشتم و کلی چیز دیگه اما الان می گه که باید تلفن همراهتو بدی من تلفن همراه ندارم ولی سیم کارتشو دارم ولی من می ترسم از این که بقیه بفهمند و از شماره تلفن سوئ استفاده کنند می ترسم دست افراد تو فیس بوکو ناشناس بیفته باید چیکار کنم هر چی الکی می زنم جواب نمی ده کشورمم گفتم تاجیکستان در حالی که در تهران زندگی می کنم و یه چیز دیگه می گه که بعد از پنج دقیقه منتظر کد باشید اما من وقتی رو اون گزینه کلیک می کنم نمیاد و دوباره همون نوشته می اد ترو خدااااا جوابمو بدین. ممنون می شم اگه زود جوابمو بدین.



0
امتیاز

جواب های موجود برای این سوال:


ازین پس می توانید به کاربرانی که دوست دارید هدیه بدهید! کافیست بر روی علامت    در کنار تصویر آنها کلیک کنید!

1


جواب برای این سوال ثبت شده است!

تازه ترین


جواب ها رو اول نشون بده

پرامتیاز ترین


جواب ها رو اول نشون بده

1 جواب برای این سوال ثبت شده!

چینش بر اساس زمان ثبت


چینش بر اساس امتیاز



37524
10534
133679

Guest

سلام

حضور در فیس بوک خودش اجازه سوء استفاده را برای دیگران ایجاد کرده شما چطور از اطلاعاتی که در این زمینه وجود دارد بی اطلاع هستید. هر چقدر اطلاعات بیشتری در این سایت قرار دهید میزان سوء استفاده بیشتر.
اینو دیگه همه می دونن
0
امتیاز




جواب تو چیه؟
userImage
کاربر میهمان



















فیلم سینمایی خارجی قدیمی قبل از سال ۲۰۰۰.
فیلم درباره ورود یک دانش آموز به کالج نمونه‌ای شبانه روزی است که در آن کالج دادگاه دارد و عوامل آن دادگاه تشکیل شدن از خود دانش آموزان.و قاضی آن دادگاه خود را قلدر کالج میداند و همه را به دعوا با او دعوت میکند .این دانش آموز تازه وارد هم درسهایش عالی هست وهم مبارز خوب ودر ان کالج به ورزش شنا مشغول میشود .قاضی کالج با افراد که را اوباش می‌بینند و از او پشتی بانی میکنند با او درگیر میشود و به تنهایی به آنها نشان میدهد که از آنها نمی ترسد و در این درگیری ها او را با تنبیح کردن تحقیر میکنند و دستور میدهند که چاله ای به اندازه قبرش بکند و همانجا بماند و دوباره او را مجبور به پر کردن همان چاله میکنند ‌.تازه وارد شبی با یک سطل پر از مدفون وارد اتاق قاضی قلدر میشود و در حالی که او خواب است سطل را بر روی او خالی میکند و پا به فرار می‌گزارد، در مبارزه چشمش اسیب میبیند . او با دختری آشنا میشود و این آشنایی باعث اخراج آن دختر از کالج میشود واو هم برای تلافی کردند گزارش تمام اتفاقات آنجا را کالج را به یک وکیلی گزارش میدهد و آن وکیل به او کمک میکند و با همکاری هم آن کالج تعطیل می‌شود.و در آخر او به خانه برمیگردد ، او کارنامه خود را به پدر نشان میدهد و پدرش او را بخاطر کم بودن نمره انظباط میخواهد تنبیح کند و به او میگوید به اتاق دیگر برود و خود را برای تنبیح شدند حاضر کند پسر به اتاقش میرود و کمربندی که پدرش با آن او را تنبیح میکند را بر میدارد و زمانی که پدرش وارد اتاق میشود با تهدید پسرش مواجه میشود که مجبور به ترک خانه برای همیشه میشود پدر چمدان خود را می‌بندد و برای همیشه از آن خانه میرود



پرسش سوال جدید :: تبلیغات در سوال و جواب :: گروه های سوال و جوابی

تمامی حقوق مادی و معنوی، متعلق به وب سایت سوال جواب (soja.ai) و تیم مدیریتی آن می باشد.

طراحی و اجرا : گروه مشاوران فناوری اطلاعات

پاسخ های موجود در سایت توسط کاربران سایت ثبت می شود،
سایت سوال و جواب هیچ مسئولیتی در قبال صحت و محتوی پاسخ ها ندارد، هرچند تا حد امکان نظارت بر محتوی آنها صورت می گیرد.