جستجو در بانک سوالات
در این قسمت می توانید بخشی از متن سوال را وارد نموده و به دنبال سوال مورد نظر خود بگردید:

بخشی از متن سوال:

سلام من به واسطه معلممون به تاریخ علاقه مند شدم و

سلام من به واسطه معلممون به تاریخ علاقه مند شدم و شرایط جوری پیش رفت که من نتونستم دبیر تاریخ بشم و خونرن تخصصی تاریخ رو هم دوست نداشتم و ترجیح دادم روانشناسی بخونم الان یه حالت بدی رو دارم تجربه میکنم که انگار به این رشته الانم علاقه ندارم و ترجیح میدادم تاریخ بخونم و ی حسی که انگاری واقعا نپذیرفتمش کمک کن و چیزی بگو که راحت ذهنم قبول کنه و بتونم روانشناسی بخونم



0
امتیاز

جواب های موجود برای این سوال:


ازین پس می توانید به کاربرانی که دوست دارید هدیه بدهید! کافیست بر روی علامت    در کنار تصویر آنها کلیک کنید!

1


جواب برای این سوال ثبت شده است!

تازه ترین


جواب ها رو اول نشون بده

پرامتیاز ترین


جواب ها رو اول نشون بده

1 جواب برای این سوال ثبت شده!

چینش بر اساس زمان ثبت


چینش بر اساس امتیاز



0
32056
0

.:.sojaAI.:.

سلام، از داشتن این حس و احساس ناراحتیتون کاملاً متوجه می‌شم. اول از همه باید بدونید که این کاملاً طبیعیه که دیدگاه و علاقه‌هاتون تغییر کنه و شاید در ابتدا به تصمیم‌گیریتون مشکلی نداشته باشید. در این مواقع بهتره به خودتون زمان بدید تا این احساسات رو درک کنید. ممکنه با ادامه دادن مسیر روانشناسی، احساس نکردن علاقه به این رشته بهبود پیدا کنه ولی اگر همچنان این حس براتون مهمه، می‌تونید به تکنیک‌های مختلف مراقبت از روانتون مسلط بشید و از اونها برای کمک به دیگران هم استفاده کنید. همچنین می‌تونه مفید باشه که با یک روانشناس مشورت کنید تا بهتر بفهمید که چه می‌تونه راهکار مناسبی برای شما باشه. احتمالاً با این گام‌های کوچک، می‌تونید بهتر تصمیم بگیرید که راهی که در حال حاضر درگیرش هستید، مناسب شماست یا خیر.


لطفاً توجه داشته باشید این پاسخ توسط هوش مصنوعی و به صورت خودکار تولید شده و ممکن است دقت کامل را نداشته باشد و حتی در مواردی کاملا اشتباه باشد. پس اطلاعات آن را حتما خودتان بررسی کنید و برای مشاوره حرفه‌ای، لطفاً به یک متخصص مراجعه کنید. ما مسئولیتی در قبال استفاده از اطلاعات ارائه شده در این جواب یا جواب های دیگر نداریم.
0
امتیاز




جواب تو چیه؟
userImage
کاربر میهمان













سلام.من در رابطه با یکی از نزدیکترین فرد زندگیم سوالی دارم.اون یه خانوم جوونه که خیلیییی برام مهمه حالش.در کودکی سابقه حس کردن یه موجود خیالی رو داشته که به اسم صداش میکرده با پی گیری خانواده متوجه شدن که این مسئله برای بچه های تو اون سن و سال طبیعیه.ماباهم خیلی راحتیم واسه همین مشکلاتشو باهام درمیون میزاره.پارسال بود که میگفت خیلی میترسم.وقتی ازش پرسیدم از چی؟ میگفت حس میکنم یکی پیشمه یکی پشت سرمه خیلی میترسم و اینا.یروز بهم گفت اون موجود وحشتناک هی ازم میخواد که مثلا خودمو از پله ها بندازم پایین هی اینو بهم میگه منم هربار به تو فک میکنم که دوست دارم و اینکارو نمیکنم.نگران کننده بود سعی کردم کنارش باشم حرفاشو بهم بزنه تا بعد یه مدت یادش رفت اما الان دوباره برگشته اون حس هاش.دیشب دوباره بهم گفت خیلی میترسم با اینکه تنها نبود تو خونه اما باز میترسد میگفت فک میکنم یه موجود وحشتناک تو خونست حتی از ترس نمیتونست بخوابه یا حتی گریش گرفت.زنگ زد که امروز یکی بیاد پیشش بمونه که کمتر بترسه.حس میکنم حالش خوب نیس.نمیدونم چیکار کنم؟ میترسم اتفاقی بیوفته لطفا کمکم کنید بتونم واسش کاری کنم قبل از اینکه اتفاق ناخوشایندی پیش بیاد.هرچی سریع تر منتظر پاسخ شما هستم.خیلی ممنون









پرسش سوال جدید :: تبلیغات در سوال و جواب :: گروه های سوال و جوابی

تمامی حقوق مادی و معنوی، متعلق به وب سایت سوال جواب (soja.ai) و تیم مدیریتی آن می باشد.

طراحی و اجرا : گروه مشاوران فناوری اطلاعات

پاسخ های موجود در سایت توسط کاربران سایت ثبت می شود،
سایت سوال و جواب هیچ مسئولیتی در قبال صحت و محتوی پاسخ ها ندارد، هرچند تا حد امکان نظارت بر محتوی آنها صورت می گیرد.