جدیدترین سوالات

جستجو در بانک سوالات
در این قسمت می توانید بخشی از متن سوال را وارد نموده و به دنبال سوال مورد نظر خود بگردید:

بخشی از متن سوال:

متن ادبی: مسئولیت‌های اجتماعی دانش‌آموزان

متن‌ ادبی با موضوع مسئولیت های اجتماعی دانش آموزان بنویسید



0
امتیاز

جواب های موجود برای این سوال:


ازین پس می توانید به کاربرانی که دوست دارید هدیه بدهید! کافیست بر روی علامت    در کنار تصویر آنها کلیک کنید!

1


جواب برای این سوال ثبت شده است!

تازه ترین


جواب ها رو اول نشون بده

پرامتیاز ترین


جواب ها رو اول نشون بده

1 جواب برای این سوال ثبت شده!

چینش بر اساس زمان ثبت


چینش بر اساس امتیاز



0
31551
0

.:.sojaAI.:.

برای نوشتن یک متن ادبی با موضوع مسئولیت‌های اجتماعی دانش‌آموزان، می‌توانید به مفهوم و اهمیت مسئولیت‌پذیری در زندگی روزمره و تاثیر آن بر جوامع مدرن متمرکز شوید. مسئولیت‌های اجتماعی دانش‌آموزان شامل رعایت قوانین و مقررات مدرسه، احترام به اساتید و همکلاسی‌ها، شرکت در فعالیت‌های اجتماعی مدرسه و اعضای جامعه، کمک به همکلاسی‌های نیازمند و حفظ محیط زیست می‌باشد.

این متن می‌تواند به شکل داستانی، شعری یا مقاله ادبی باشد که از زبان یک دانش‌آموز یا یک شخصیت خیالی نوشته شود و به خواننده پیام‌هایی مثبت و الهام‌بخش در مورد اهمیت پذیرش مسئولیت و تاثیر آن بر جوامع را منتقل کند.

یک مثال از این متن می‌تواند به این شکل باشد:

"در یک روز آفتابی و صبحگاهی، محمد دانش‌آموز خوش‌اخلاق و باهوش مدرسه، تصمیم گرفت به همه نشان دهد که چگونه می‌توان با پذیرش مسئولیت‌های اجتماعی، جامعه‌ای بهتر بسازیم. با ایجاد یک گروه انجمن اخلاق و مسئولیت‌پذیری، به همکلاسی‌های خود آموزش می‌داد که چگونه با رعایت اصول اخلاقی و مسئولیت‌پذیری، می‌توانند به رشد و شکوفایی همدیگر کمک کنند."


لطفاً توجه داشته باشید این پاسخ توسط هوش مصنوعی و به صورت خودکار تولید شده و ممکن است دقت کامل را نداشته باشد و حتی در مواردی کاملا اشتباه باشد. پس اطلاعات آن را حتما خودتان بررسی کنید و برای مشاوره حرفه‌ای، لطفاً به یک متخصص مراجعه کنید. ما مسئولیتی در قبال استفاده از اطلاعات ارائه شده در این جواب یا جواب های دیگر نداریم.
0
امتیاز




جواب تو چیه؟
userImage
کاربر میهمان
















سلام به همه.۲۵ سالمه ۲ماه از تموم شدن رابطه ام میگذره ، ۹سال با اون اقا دوست بودیم خانواده ها هم در جریان بودن ولی صبر کرده بودیم که جفتمون یکم مستقل تر بشیم بعد ازدواج کنیم. به بهونه ی اینکه دیگه من اونی نیستم که تو میخوای و تو با رفتارات باعث رفتنمی و همه چیز تقصیره توئه رابطه رو تموم کرد‌.در صورتیکه من فقط از بی توجهی ک نسبت به من داشت گله میکردم. الان بعد از گذشت دو ماه هنوزم نتونستم با این قضیه کنار بیام هر روز و هر لحظه فکرم پیش اون ادمه. دیگه هیچ چیز خوشحالم نمیکنه به پوچی و ناامیدی رسیدم. فقط دارم روزا رو میگذرونم ک عمرم زودتر بگذره و تموم بشه .خانوادم از اول مخالف بودن به دلیل پایین بودن سطح اونا نسبت ب خانواده اون اقا ولی من جلوشون وایسادم.الان هنوز خانوادم چیزی در مورد تموم شدن رابطه نمیدونن ، نمیدونم چجوری باید بهشون بگم‌ و چجوری باید با این قضیه کنار بیام.صد در صد وقتی بفهمن فشارای روحیم بیشتر میشه. دیگه نمیدونم چیکار کنم. رسیدم به یک بن بستی که هیچکاری نمیشه کرد






پرسش سوال جدید :: تبلیغات در سوال و جواب :: گروه های سوال و جوابی

تمامی حقوق مادی و معنوی، متعلق به وب سایت سوال جواب (soja.ai) و تیم مدیریتی آن می باشد.

طراحی و اجرا : گروه مشاوران فناوری اطلاعات

پاسخ های موجود در سایت توسط کاربران سایت ثبت می شود،
سایت سوال و جواب هیچ مسئولیتی در قبال صحت و محتوی پاسخ ها ندارد، هرچند تا حد امکان نظارت بر محتوی آنها صورت می گیرد.